حرف های عاطفه

♥...به نام او که زیباست و زیبایی را دوست دارد...♥

سلامتیه.....

سلامتیه اون پسری که...

10سالـش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...

20 سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....

30 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!

باباش گفت چرا گریه میکنی..؟

گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...!

 

سلامتی باباهامون...

 

 

 

واسم بزرگترین اسطوره ای پدر.. با تمام تلخی ها،

خستگی ها،

قهر ها و سختی ها.. غم هایت را..

تنهایی...به دوش میکشم...

                                     بابا..دوست دارم..قلب

[ پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ عاطفه㋡ ] [ نظرات () ]