حرف های عاطفه

♥...به نام او که زیباست و زیبایی را دوست دارد...♥

پ ن پ :))))

 

میگم گوشیم تو خیابون رفت زیر کامیون

میگه شکست؟!  میگم:پ ن پ اومد بیرون گفت آخ قولنجم!

 

 

 

یکی از دوستام داره از دربند به سمت تجریش میره با کوله

پشتی .دختره اونو دیده میگه:شما کوهنوردید؟!

دوستم میگه پـَـــ نــه پـَـــ کارم باربریه.بار خورد سمت کوه .الانم

دارم برمیگردم!

زنگ زده گیر داده بیا بریم بیرون میگم کار دارم میخوام برم

تعمیرگاه میگه واسه ماشین؟

میگم:پـَـــ نــه پـَـــ یکی دو روزه گلوم درد میکنه میرم نشون بدم

ببینم از کجاشه!

 

دوستم داشت مسواک میزد…

بهش میگم داری مسواک میزنی؟ میگه اره . میگم با چی؟

میگه با خمیر دندون…..

گفتم خاک تو سرت اینهمه بهت فرصت پ نه پ دادم استفاده

نکردی!!!

 

رفتم انشامو خوندم،معلمه اومده میگه:اینو به سبکه خودت

نوشتی؟

میگم:پـَـــ نــه پـَـــ به سبک استیل البرز نوشتم!

 

 

یکی منو دیده بهم میگه اسمت سحره؟

میگم پ نه پ لنگه ظهرم !

 

دوستم داشت یه سوال درسی رو برام توضیح می داد بهش میگم از اول

بگو متوجه نشدم. میگه از اول سوال؟

پ نه پ از جمع و تفریق اول ابتدایی شروع کن پایه ام قوی بشه!

 

به بابام میگم تصمیم گرفتم زن بگیرم میگه:میشناسیش؟ میگم:آره

میگه:مجرده؟

میگم:پ ن پ منتظرم شوهرش اجازه بده بریم خواستگاری!

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم… آمپولا رو دادم به پرستاره…

می گه آمپول بزنم؟

پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!!

 

 

 

سیلام علیک!!!خیلی دلم واستون تنگیده بودش! نتیجه ی امتحانام تا اینجا

خیلی خوب بود. به افتخار خودم بزن اون دست قشنگه رو!آهان...بزن شله!!!

دمم قیژ...دستم مرسی!فدااای همتون! نظر یادتون نره! تا آپ بعد بااااای

 


 

همیجوری از الکــــی :))))

[ یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ عاطفه㋡ ] [ نظرات () ]